یادداشت،

آخر دوران ساسانیان در جنوب دریای مازندران

آخر دوران ساسانیان در جنوب دریای مازندران به گزارش آثارنیوز مازندران غار قلعه اسپهبد خورشید بعنوان نگین و خورشید سوادكوه در حد فاصل سه راه خطیر كوه (تنگه دوآب) به سمت سَرتنگه، بر فراز كوه شِروین قرار دارد. این اثر تاریخی سال 1381 با شماره 7839 در لیست ثبتی میراث فرهنگی ایران قرار گرفت. اهمیت این بنا در كنار آثار دیگر منطقه در شهرستان سوادكوه، كه از تراكم بالایی هم برخوردار می باشند، ارزش شهرستان را صد چندان كرده است. از تهران تا غار قلعه اسپهبد خورشید از مسیر جاده فیروزكوه حدود 170 كیلومتر فاصله است. پس از گذر از گردنه گدوك و رسیدن به تنگه دوآب، در سمت راست جاده، مسیری است كه بر فراز كوه غار با عظمت اسپهبد خورشید دیده می شود.


در جهت تاریخ این طاق طبیعی و بقایای معماری موجود در آن، کتابهای کهن تاریخ طَبَری و تاریخ طَبَرِستان که به شکلی قدیمی ترین منابع ما هستند، به روایت اِسپهبدان و اِسپهبد خورشید می پردازند. این منابع به بیشتر از 8 قرن پیش بر می گردند.
در این منابع به این مساله اشاره شده که در زمان جنگ ایران با خلیفه عباسی در صدر اسلام پس از دهه ها هنوز در خاک طبرستان، اسپهبدان به دفاع از داشته هایشان می پرداختند. در دوره جنگ ایران با سرداران عباسی در کوهستان های البرز در خاک امروزی سوادکوه، بنا بر روایت های تاریخی خانواده اسپهبد خورشید، آخرین بازمانده خاندان اسپهبدان که در شمال ایران و در حوزه جنوب شرقی و جنوب دریای مازندران سکونت داشته اند، به این طاق پناه می برند. این دهانه طاق آخرین سرپناه ایرانی ها در شمال کشور، در مقابل جنگ با خلیفه عباسی بوده است.
از نظر سازه ای شاید این بنا کمی قدیمی تر از دوره جنگ های گفته شده باشد. اما با عنایت به داده های تاریخی می توان در دوران پایانی ساسانیان از این بنا بعنوان قلعه و پادگان نظامی نام برد.
این دهانه از نظر تاریخی به مانند کتابی است که تاریخ طبرستان و ایران دوران ساسانی در آن تمام می شود و پا به دوران اسلامی خود می گذارد. حدود 2 سال و 7 ماه طبق گفته ابن اسفندیار در کتاب تاریخ طبرستان خانواده اسپهبد و سربازان آنجا ماندند و در آخر تسلیم شدند و اسپهبد خورشید که در غرب طبرستان در حال لشکرکشی بود، با شنیدن این خبر خودکشی می کند و سلسله اسپهبدان در شمال کشور برای همیشه به پایان رسید و به شکلی آخرین بازماندگان ایرانی با فرهنگ قبل از اسلام در ایران بوده اند.
1260 سال قبل (761 پس از میلاد) با مرگ اسپهبد دفتر تاریخ غار تمام می شود. به قول حسین نعمتی دیرینه شناسی که به بررسی این غار در سال 1394 پرداخته است، آثار این دهانه تا دوران صفویان قابل بررسی و پژوهش است. به شکلی تا 500 سال قبل هنوز از این دهانه استفاده می شده است. برای مطالعات تاریخی باید منتظر کتاب در حال چاپ احمد باوند سوادکوهی بود که نامش "اسپهبد از افسانه تا واقعیت" است، که به بررسی و تحلیل سه منبع مرجع در دوره های مختلف تاریخی در مورد روایت های متفاوت از رخداد تاریخی دهانه اسپهبد خورشید می پردازد.
می شود این طاق را بزرگترین طاق تاریخی جهان نامید. با جستجو در فضاهای علمی و اینترنتی تا به امروز به دهانه و طاقی با این ابعاد یعنی 100 در 85 متر اشاره نشده، و هم چنین دهانه ای با این بزرگی که در آن معماری و تاریخی نهفته شده است. در مورد بزرگترین یا بلندترین غارها مطالب و نمونه می بینیم، اما طاق خیر.
در مناطق کوهستانی و کوهپایه ای البرز در مازندران شاهد این گونه ساخت و سازها حتی تا شهرستان بهشهر هم هستیم و هم چنین در مرز بین ساری و کوهستان های هم مرز با استان سمنان.
در شهرستان سوادکوه با شناسایی هایی که این سال ها انجام داده ایم و هم چنین جناب احمد باوند سوادکوهی و دیگر عزیزان در منطقه به بررسی دهانه های دیگر هم پرداخته اند دریافتیم که هیچ کدام بزرگی دهانه اسپهبد خورشید را نداشته اند. مثال نزدیک آن دهانه غار کیجا کرچال است که پرونده ثبتی آنرا به همراه گروه چکاد و بیگ وال ساری انجام داده ایم، که خوشبختانه حسین نعمتی از کارشناسان محترم میراث فرهنگی استان، از این پرونده دفاع کرد. غار قلعه ها در منطقه بسیارند، اما بزرگی غار قلعه اسپهبد خورشید را ندارند.
پیشینه مطالعات دیرینه شناسی و معماری غار قلعه اسپهبد خورشید
از نظر مستندسازی، مطالعات میدانی و عرضه مقالات موثر، جناب چنگیز شیخلی، پدر غارشناسی ایران از مردمان خراسان برای نخستین بار در سال 1337 طراحی از نمای عمومی طاق و بقایای وضعیت موجود معماری آن و پلان قسمت شاه نشین و برداشت های دیگر را انجام داد که نشان از نبوغ بالای ایشان در آن دوران داشته که توانست حدودا همه بخش های معماری آنرا درک کند. پس از جناب شیخلی، نخستین دیرینه شناسی که داخل این غار رفت علی یوسفی ارفه دهی بود که در اوایل دهه 80 به این غار وارد شد که برای تکمیل رساله اش بود. پس از آن، بنده در سال 1387 برای نخستین بار با گروه های سنگ نوردی بیگ وال و چکاد ساری توانستم بارها به داخل غار بروم و در جهت برداشت های چنگیز شیخلی به برداشت های معماری دیگری برسم؛ که حدودا تمام بقایای وضعیت موجود معماری را در کامپیوتر طراحی نموده ام.
بعد از بنده می دانم در سال 1393 احمد باوند سوادکوهی هم برای تکمیل کتاب اسپهبد خورشیدشان به این غار برای مطالعات پایانی صعود کردند. دیرینه شناس دیگری که توانست از سازه برداشت کند محمد فلاح بوده که در سال 1394 توانست بخش های دیگری از معماری غار را برداشت کنند. در جهت مطالعات سنگنوردی هم گروههای زیادی چه در استان و چه برون استانی به این غار صعود کردند. در این یادداشت نام تمام کسانی را آوردم که از این سازه برداشت هایی از لحاظ معماری داشته اند.
چنگیز شیخلی، پدر غار شناسی ایران، نخستین فاتح دهانه اسپهبد خورشید در سال 1337
ترسیم نمای عمومی غار قلعه اسپهبد خورشید در سال 1337
اولین طرح کامل از این بنا، که نشان از درک بالای شیخلی از سازه و شناخت معماری دارد.
در این ترسیم تمام فضاها دیده می شود، از پایین ترین قسمتهای دهانه تا بالاترین قسمتها.
این طرح کار را برای همه محققین واقعی این محوطه بزرگ آسان کرده است.
معماری وضعیت موجود غار قلعه اسپهبد خورشید
در مورد معماری موجود در غار قلعه اسپهبد خورشید، باید دایره ای را در نظر بگیریم که سازه ای عظیم را بر سطح عمود، در خود نگهداشته است. در سمت چپ و راست این دایره به صورت طبقه ای و پله ای ساختمان هایی دیده می شود که از پایین تا بالای دهانه را دربرمی گیرد. ملات به کار رفته در بنا از گچ نیمکوب و لاشه سنگ است. هم چنین از چوب بعنوان تیرهای چوبی استفاده شده است. ارتفاع دهانه از بیرون 100 در 85 متر و در داخل کلاهک غار به 130 تا 140 متر می رسد. اینجا یک مجتمع بزرگ نظامی و پادگانی را نشان داده است که حدودا تمام فضاهای آن به هم می رسیدند و دید داشته اند.
این بنا با بیشتر از 10000 متر مربع از معدود سازه های جهان است که بر سطح عمود برگزار شده است. در شرق و غرب دهانه با ساختمان هایی حدود 10 تا 15 متر به بالاترین قسمت ها رسیدند و در غرب، شاه نشین را با بیشتر از 10 اتاق در دو یا سه طبقه بر پا کرده اند و در سمت شرق هم فضایی که با دیدن پلان آن بیشتر شبیه به یک فضا با کاربرد معنوی است، دیده می شود
وجود سه آب انبار در پایین دست دهانه در شرق و حضور چند حفره کوچک در بالاترین قسمت های دهانه نشانه هایی هستند که احتیاج به مطالعه بیشتر در مورد این بنا و کاربرد آن پیش از پادگان و پناهگاه شدن دارد. شرق و غرب دهانه وسیع اسپهبد خورشید با سه راهرو در پایین و مرکز و بالا دیده می شود. راهروی مرکزی را از جاده سوادکوه به سمت تهران با کمی دقت می شود دید. در راه این راهروها در جاهایی پی پلکان ها هم دیده می شود که راهروها در بخشی از سطح ترازشان به طبقات شرقی و غربی هم می رسیدند.
برای فهم بیشتر در مورد ساختار سازه ای و بقایای معماری و تعداد دقیق فضاها احتیاج به کاوش دیرینه شناسی و بررسی بیشتر است.
عظمت یک سازه تاریخی با این مقیاس را همین قدر می شود فهمید که باید حدود 50 طبقه ساختمان امروزی را روی هم بگذاریم تا به بزرگی آن پی برد. ارزش معماری این بنا به دلایلی است که فقط اعتقاد به ساخت آن می توانست مسبب این معماری باشد. این بنا بر سطح عمود طاق طراحی شده است. پی سازی در سطوح صاف هم کاری دشوار است، حال باید دید که چگونه معماران و بنایان آن دوران بر سطح عمود این ساختمان ها را که هر کدام بیشتر از 30 متر مربع مساحت و ارتفاعی بیشتر از 8 تا 10 متر دارند را برپا کردند؟
نکته قابل توجه به دنبال و کف سازی بر سطح عمود این ابنیه به شکلی همانند لانه سازی پرستوهاست. ابتدا در حدفاصل بین پی یعنی دیواره طبیعی و خود دیوار دست ساز، قوسی ایجاد می کنند که این امر سبب مهار نیروهاست. این اتفاق در بیشتر قسمت های سازه های اسپهبد افتاده است. برای فهم بزرگی این بنا فقط پیشنهاد می کنم به ساختار یک ساختمان 5 طبقه در شهرهای اطراف نگاه کنید که حدود 20 متر ارتفاع دارند. با این تفسیر می توان فهمید اسپهبد خورشید 10 برابر یک ساختمان 5 طبقه امروزی است. بنایی به این بزرگی و شگفتی و یادمانی در کجای دنیای باستان ایران دیده ایم؟! برای همین این غار را در حوزه معماری، بزرگترین طاق تاریخی جهان می دانیم. نه اینکه به آنجا پناه برده اند، بلکه در این دهانه سازه ای بی بدیل ساخته اند که تا به امروز نمونه ای نداشته است.
بقایای آب انبار در پایین دست دهانه غار قلعه اسپهبد خورشید
قسمتهایی از بقایای معماری در جبهه شرقی دهانه
و مراحل صعود با تجهیزات صخره نوردی

بالاترین قسمت دهانه با نام شاه نشین در جبهه غربی غار قلعه

بقایای معماری در بالاترین قسمت غار در جبهه شرقی.
ترسیم نقشه توسط محمد فلاح(باستان شناس)مصالح به کار رفته در سازه موجود در غار اسپهبد خورشید
بنای گسترده اسپهبد خورشید، از مصالحی چون لاشه سنگ و ملات گچ نیمکوب ساخته شده است که مقاومت آن در گذر دوران بسیار بالا بوده است. مساله مهم این است که مصالح بوم آورد هستند و کار را کمی برای ساخت ساختمان، آسان می کرده است. استفاده از این مصالح را در بناهای دیگر منطقه هم شاهد می باشیم، همچون این ابنیه می توان به بنای کَنگلِو، غار قلعه کیجا کِرچال، برج رَواتسَر، قلعه چِلدَر، قلعه اولاد، برج تِلِم سَنگ و برج دُلکینگه اشاره نمود. بناهایی که همه از یک ساختار مصالح بهره برده اند و فقط تفاوت در درصد خاک و گچ و مقدار آن است که در جاهایی سبب تفاوت های رنگی شده است. برای مثال در غار قلعه کیجا کرچال از خاک رس فراوان در ملات استفاده شده و همین مساله رنگ قرمزی به بنا داده است.
هم چنین همچون مصالح دیده شده دیگر، تیرهای چوبی هستند که در اسپهبد خورشید در ساختار سازه به وفور به کار رفته اند. الوارهایی بسیار محکم، که در حد فاصل کف و سقف طبقات کار گذاشته شده اند. این تیرهای چوبی از نظر سازه ای هم در تقسیم فشارها و نیروها بسیار اثرگذار است. با مطالعه در آزمایشگاه گیاه دیرینه شناسی سازمان ایزمئو (ISMEO) در ایتالیا، با همکاری پروفسور لورنزو کستانتینی (Lorenzo Costantini)، در جهت رساله بنده در سال 1396 بر روی چوب های به کار رفته در سازه های اسپهبد خورشید به گونه شناسی این الوارها پرداختیم و هم در ادامه کار، مطالعاتی بر روی نمونه های جدید چوب باید صورت گیرد. این چوب ها به علت جغرافیا و اقلیم کوهستانی، تا به امروز، از لحاظ سلولی بسیار محافظت شده اند.

آزمایشگاه گیاه دیرینه شناسی ایزمئو و دانشگاه ساپینزا شهر رُم در ایتالیا.
مطالعات بر روی سلول چوب های به کار رفته در غار قلعه اسپهبد خورشید،
به سرپرستی پروفسور لورنزو کستانتینی (Lorenzo Costantini) یکی از اعضای ایزمئو (ISMEO)
و خانم دکتر لاورا سادوری (Laura Sadori) از بخش گیاه دیرینه شناسی دانشکده بیولوژی
گیاهی دانشگاه ساپینزا (La Sapienza، Università di Roma)، سال 1396.
دسترسی به غار قلعه در گذشته
با توجه به استراتژی این دهانه برای دفاع خانواده اسپهبد خورشید، و پادگان نظامی بودن آن به نظر نمی آید راه از پایین جاده امروزی باشد. جایی که میدان تیر و معادن امروز دیده می شود با عنایت به روایات تاریخی کمینگاه دشمنان اسپهبد بوده است. با عنایت به گستردگی سازه ای، شاید پیش از استفاده نظامی از این بنا، می شد از پایین هم به آن راه پیدا کرد، اما به نظر می آید ورودی و رسیدن به دهانه از ارتفاعات غربی صورت می گرفته جایی که شش دهانه دیگر هم دیده می شود. در جبهه غربی دهانه هم در حد وسط مسیر راه و بقایای معماری دیده می شود که بسیار بی ارتباط با داخل طاق نیست. به این منظور که می شد راهرو و مسیری از سطوح بیرونی در جبهه غربی برای دسترسی به ساختمان های داخل غار در نظر گرفت. بدون هیچ گمانه زنی و پیمایش سانتیمتری نمی گردد به راه دسترسی غار قلعه در آن دوران فکر کرد. با این همه بحث هنوز پس از 20 سال کوشش برای ایجاد پایگاهی دائم، هیچ کاوشی اتفاق نیفتاده است.
این بنا با سه راهروی اصلی در بالاترین بخش غار و مرکز و پایین ترین بخش، دو بخش شرقی و غربی بنا را به هم می رسانده است. در کنار این راهروها، مسیرهای پلکانی ای وجود داشته که ارتباط بین بخش های دیگر را آسان و میسر می کرده است.
آبراهه شاید وجود داشته، اما به علت تغییرات جغرافیایی هنوز اثری از گذر آب دیده نمی گردد. اما وجود آب انبار در پایین دست طاق قابل توجه است که دو آب انبار دست ساز و یکی در دل کوه است که بر آن طبقات و معماری را طراحی نموده اند. اگر به زیر دهانه غار دقت کنیم، شاهد شُستگی بخشی از صخره هستیم که نشان از گذر آب در گذشته دارد که هم اکنون خشک شده است.
نقاط قرمز محل قرارگیری شش دهانه دیگر است که در جبهه غربی دهانه قرار دارند.
هاشور زرد رنگ محل استقرار احتمالی سپاه دشمن در درگیری های تاریخی مورد بحث در غار است
آسیب های وارده بر طاق و بنای تاریخی عظیم موجود در آن
متاسفانه حفاران غیر مجاز در منطقه در حال تخریب سازه های باقی مانده در غار قلعه اسپهبد خورشید هستند. در جبهه غربی دهانه که به شاه نشین منتهی می شود، این غیرمجازان با زدن مسیری با گچ، پله هایی برپا کرده اند که خویش را به گنج هایی که هیچ وقت وجود نداشته برسانند.
در شاه نشین شاهد گودبرداری هستیم که گویی با دستگاه و یا ماشینی آنجا را حفر کرده اند. این اتفاق چیزی جز تخریب را در بر ندارد. اما در این دزدی ها، طبقاتی در بخش زیرین شاه نشین به دست آمده که تا سی سال قبل قابل رویت نبوده است. فرونشینی در سازه اتفاق افتاده اما در ساختار داخلی طاق به هیچ وجه.
فاجعه بعدی آنجا بود که در سال 1394 در کنگره معماری و شهرسازی بابلسر به مطالعات گیاه دیرینه شناسی این بنا اشاره کردم، و از ارزش سازه ای چوب های به کار رفته، گفتم، بعد در کمتر از چهار سال، یعنی تابستان سال 1398 زمانی که برای نمونه برداری نهایی چوب های به کار رفته در بنا به طاق رفتم دیدم که تکه ای چوب حدود 90 سانتیمتر را از آنجا برداشتند. اینها بزرگترین صدمه های علمی به طاق اسپهبد خورشید است. نمی دانم چه کسی، اما اگر این تکه چوب به عمد برداشته شده است، باید بدانند که برای آزمایش های شیمی و فیزیک با 2 یا 3 سانتیمتر از این چوب ها هم می شود به نتیجه رسید. احتیاج به ربودن کل تیر چوبی نیست. از گفتن مسائل دقیق و علمی این غار قلعه بیم داریم، چونکه هر زمانی زبان به ارزش آن پرداختیم، دست خوش تغییرات فاجعه برانگیزی توسط حفاران غیرمجاز و کسانی که خویش را کارشناس می دانند، اما بی سواد هستند، شده است.

ربوده شدن الوار چوب که متاسفانه هیچ ارزش مادی نداشته
و حتی اگر برای تحقیق و بررسی بود، نیازی به برداشت همه آن نبوددر کنار این گونه تخریب های انسانی، تخریب های معادن شن و ماسه در منطقه دیده می شود، که فریادهایمان تا به امروز که بیشتر از 12 سال از آن می گذرد به سرانجام نرسیده است. این معادن به شکلی زمین را بلعیده اند که اگر در عکس ماهواره ای به این منطقه نگاهی بیندازیم، کاملا پیشرفت تخریب و نابودی محیط زیست که تاریخی غنی را در خود پرورانده را شاهد می باشیم.
تجاوز به حریم محوطه دیرینه شناسی که به خاطر این خُرد شدن حریم، شاید هیچ وقت نشود این زیبایی را در جهت ثبت جهانی در نظر گرفت، از بزرگترین آسیبهای دیده شده در محوطه های دیرینه شناسی در ایران است.
تخریب های وارده بر این بنا از سال 1387 و با پشتیبانی از برداشت از معادن صورت گرفته و تا به امروز که حدود 12 سال از این دست و پا زدن فرهنگی می گذرد، هنوز هم ادامه دارد.
کوه شروین که طاق اسپهبد بر آن دیده می شود از بالا و پایین مورد دست درازی سوءاستفاده گران قرار گرفته است. این مساله در تمام منطقه دوآب و خطیرکوه در سرتنگه به سمت کنگلو دیده می شود. گویی تمام این مغرورین و نابودکنندگان طبیعت خداوند، که بی گمان به دنبال تاریخ گمشده و دزدی آن هستند، مکان هایی را در نظر گرفته اند که ارزش تاریخی دارند. اگر به این شکل پیش برود، تا دو دهه دیگر، بخش کوهستانی سوادکوه به صحرایی تبدیل می شود که مردمان ش هیچ وقت تصورش را نداشته اند.
از سال 1387 که برای نخستین بار به بالاترین قسمت های طاق دسترسی پیدا کردم، و هم چنین پیش از آن با انتشار مقاله ای انتقادی با نام غریو سکوت 1300 ساله غار اسپهبد خورشید، که در دو هفته نامه اَمرداد به چاپ رسید، دلایلی بودند که بتوانم پدر غار شناسی ایران و نخستین صعود کننده به غار های اسپهبد و کیجا کرچال را از نزدیک ببینم. حاصل این دیدار گفت وگوهای بسیار باارزشی بود که راهی بود برای تهیه مستندات ترسیم شده معماری توسط شیخلی کمک فراوان بر شناخت معماری وضعیت موجود و چیزهایی که استاد متوجه شدند و مسائلی که بعدها بنده دیدم. یکی از این مسائل حفاری های غیرمجاز در بخش شاه نشین بود. زمانی که تصاویر جدید را به استاد نشان دادم حتی برایشان آشنا نبود چونکه حفاری ها بسیار گسترده است و مساله بعدی، معادن شن و ماسه در زیر غار بوده است. با عنایت به عکسی که از دهه 30 این غار در دامنه و در جاده خطیر کوه امروزی وجود دارد، جاده امروزی ای در کار نبوده است. تاسف شیخلی برای این نابودی منطقه بسیار بوده است. طرح هایی که شیخلی از غار زده است، بی بدیل و منحصر به فرد است. دقیق ترین نقشه در حال ترسیم است. اما بهترین نقشه را می شود نمای برداشت شده از جناب شیخلی دانست، و هم چنین کورُکی که محمد فلاح از جبهه غربی طاق ترسیم کرده بود. طرح های بنده نخستین طرح های با مقیاس 1.100 است که پس از عرضه رساله ام می توانم در اختیار عموم بگذارم.
تغییرات محیطی وارده بر منطقه، از بزرگترین صدمه های بعضی مسئولین در سال های گذشته به سوادکوه است. آیا مردمان روستاهای رَواتسَر، کَمَر پُشت، دوآب می توانند به راحتی تنفس کنند؟ آیا به راحتی می شود طاق اسپهبد را در روز دید؟ کل اتفاق حاصله، صدمه به فرهنگ، تاریخ و مردم شناسی است. حدود بیست سال پیش شرایط منطقه به مانند بهشت بوده اما امروز به چه چیزی تبدیل گشته است؟
در هیچ جای دنیا این گونه به تخریب داده های خداوندی نمی پردازند. سوادکوه می تواند زیبایی ای باشد که تمام دنیا آنرا بشناسند. متاسفانه با این سطح تخریب یک توریست ترجیح می دهد، نقاط دیگر ایران را بازدید کند که گرفتار بیماری جسمی و روحی نشود.
دورنمایی از غار قلعه اسپهبد خورشید
نتیجه
با تمام صدمه های وارده بر منطقه، امیدوارم روزی به ارزش داشته هایمان در سوادکوه برسیم. این شهرستان زیبا گنجینه ای از داده های طبیعی و انسانی است که در کنار هم میراثی را برپا کرده اند که در هر جای دنیا نمی توان شاهد آن بود.
در کشور ایتالیا که از نظر حفاظت میراث فرهنگی زبانزد همگان است، با دیدن زیبایی های سوادکوه انگشت به دهان مانده اند و آرزوی برگزاری پایگاه تحقیقاتی ای در استان مازندران را دارند که با همکاری میراث و مردم منطقه میسر است.
متاسفانه در مورد مردم بگوییم که به راحتی اجازه داده اند که هر کسی به حفاری منطقه بپردازد و تجاوزی در تمام نقاط سوادکوه رخ داده که شاید باور نکردنی باشد. در دل بناهای سوادکوه هیچ گنجی نیست که حفاران دنبال آن هستند.
در سوادکوه گنجی وجود دارد که به آن نام طبیعت و تاریخ را می دهیم. تا به امروز که می دانیم بر اثر حفاری های غیرمجاز هیچ حفاری پول دار نشده است. حفاران غیرمجاز فقط راه را باز می کنند که هر کسی به منطقه تجاوز کند و به شکلی سوادکوه را بی ارزش کند. به امید روزی که بدانیم که گنج همان خداوند است که طبیعت را به ما داده. مسئولین احتیاج به حمایت مردمی دارند.
مستندسازی و نمونه برداری از مصالح غار قلعه اسپهبد خورشید
توسط کشاورز دیوکلایی سال 1397
یادداشت از: محمد کشاورز دیوکلایی(کارشناس علوم در رابطه با مرمت ابنیه و آثار میراث فرهنگی)




منبع:

1399/03/10
22:33:47
5.0 / 5
215
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۱ بعلاوه ۵
خبرگزاری آثار تاریخی و گردشگری
asarnews.ir - حقوق مادی و معنوی سایت آثارنیوز محفوظ است

آثارنیوز

خبرگزاری آثار تاریخی و گردشگری